1393/1/4
امروز رو چهارم عيد هست و ما هم در شمال هستيم. امروز تصميم گرفتيم كه بريم سمت جنگلهاي جاده دوهزار و سه هزار. وقتي رسيديم به دوراهي تصميم گرفتيم كه بريم سمت دوهزار و ناهار اونجا ماهي بخوريم. شما هم كه حسابي عادت كرده بودي و همش ميگفتي خواستيم غذا بخوريم بريم رستوران. يا ميگفتي مامان شام ميريم رستوران. . خلاسه ناهار رو به قول شما در رستوران ماهي كبابي خورديم و بعد از اونجا هم رفتيم بالاي جنگل و حسابي با عكسهاي مختلف با فيگورهاي جيغ براي fb خودمون رو خفه كرديم. برگشتني هم سرراه خانه و كاشانه ديديم كه اونجا هم خودمون رو خفه كرديم. اومديم خونه و بعد از اذان مغرب رفتيم لب ساحل و آتشي درست كرديم و چاي خورديم و برگشتيم به داخل ويلا. ...







